کاربر مهمان      
 
 
زمان انتشار: 11:44:47 , 1390/05/04
64  : تعداد بازديد
گوگل با مغز ما چه می‌کنند؟
دانستن کار سختی نیست وقتی به اینترنت و گوگل دسترسی داریم. برای هر پرسش پاسخی هست. اما این "دانای کل" با حافظه ما چه می‌کند. نتیجه تحقیقات بتسی اسپرو نشان می‌دهد که حافظه‌مان در حال انتقال به شبکه‌ است.

  چندي پيش دب روي (Deb Roy)، مدير و موسس بلوفين لابز‌(Bluefin Labs)  و استاد دانشکده فني ماساچوست، نتيجه  تحقيقات خود را در نمايشي بي‌نظير ارا‌ئه داد. او که مي‌خواست بداند، کودک چگونه سخن گفتن مي‌آموزد، از روز تولد پسرش، در همه  گوشه‌هاي خانه، دوربين نصب کرد تا تمام لحظه‌هاي زندگي او را زير نظر بگيرد. نتيجه، ?? هزار ساعت فيلم بود که در آنها مي‌شد ديد، چطور  کلمه  „Water" زاده مي‌شود. همه چيز ضبط شده بود. هر صدايي و کلامي و آوايي. همه  آنچه که شايد اگر ثبت نمي‌شد، "روي" و همسرش ديگر هيچگاه آن را به خاطر نمي‌آوردند.

اريک اشميت مدير اجرايي گوگل، چند هفته پيش در ابتداي يکي از سخنراني‌هايش، پيش‌بيني کرد تا سال ???? هارد اکسترنالي با ظرفيت ?? پتابايت  به بازار خواهد آمد که بهاي آن کمتر از ??? دلار خواهد بود. اشميت گفت:«بر اساس تخمين من بر روي اين حافظه مي توان ?? ساعت هر روز ِ ??? سال را با کيفيت بالا ذخيره کرد.» ظرفيتي که نه تنها براي ذخيره  ثانيه ثانيه  زندگي "از گهواره تا گور" کافي است که براي نسل‌هاي بعدي هم "جا" باقي مي‌ماند.

دب روي ثابت کرد که مي‌توان همه چيز را به خاطر آورد. اشميت وعده داد که جا براي ذخيره تمام زندگي پسر و پسرهاي روي خواهد بود.

خبر اشميت اما بازتاب چنداني در رسانه ها نيافت. گويا کسي شگفت زده نشد. چرا؟ شايد به اين دليل که هم اکنون هم در حال ذخيره  زندگي‌مان هستيم؛ يا به دست خود يا به دست گوگل.

حافظه‌ بي حد و مرز، مزيت يا عيب؟

شايد پيش آمده باشد که از پيدا شدن ناگهاني عکس‌مان در اينترنت نگران شده باشيم. عکسي که جايي در صفحه  "دوستي" به اشتراک گذاشته شده. اما اين تنها يک پيش نمايش است. تمامي زندگي ما قابل بازسازي است. اينترنت هيچ چيز را فراموش نمي‌کند.از طريق آنچه که خود ذخيره کرده‌ايم يا ردي که توسط ديگران از ما بر جاي مانده است.

ما جزيي از زندگي ديجيتال ديگران شده‌ايم. ارتباطات ميان انسان،ها هيچ گاه به اندازه  امروز در هم تنيده نبوده است. فيس‌بوک اين ادعا را ثابت کرده است. کسي که تا ديروز برايمان "هيچ کس" بوده حالا در فيس‌بوک "دوست" شده. ما ديگر نه به عنوان فرد که بخشي از يک مجموعه‌ايم. مجموعه اگر اراده کند، مي‌تواند تمامي قطعات زندگي‌مان را مثل پازل کنار هم بچيند.

کتابي با نام کتابي با نام "ديليت، فضيلت فراموشي در عصر ديجيتال" از ويکتور ماير- شون‌برگر شايد بايد اشميت را کمي جدي‌تر بگيريم هنگامي که از قدرت آينده، يعني قدرت ذخيره سا‌زي، قدرت به خاطر سپردن حرف مي‌زند. آينده از آن پتابايت است و جاودانه شدن. تلاش براي نوعي رسيدن به موميايي ديجيتال. همه  زندگي‌مان ضبط مي‌شود. گوگل مي‌داند، موزيک، کتاب، فيلم مورد علاقه‌مان چيست. مي‌داند از چه بيماري‌هايي رنج مي‌بريم و کجا به دنبال اطلاعاتي درباره  آن هستيم. گوگل به جاي ما به ياد مي‌آورد. بحث‌هاي فراواني بر سر حافظه  بي‌مرز اينترنت وجود دارد. برخي مانند ويکتور ماير- شون‌برگر، برنامه‌نويس و کارشناس اينترنت معتقدند که بايد به اينترنت فراموش کردن را آموخت و عده‌اي ديگر بر اين باورند که انساني که از کودکي با اينترنت خو گرفته، ياد مي‌گيرد چگونه با حافظه  بي‌عيب و نقصي که چيزي را از ياد نمي‌برد، زندگي کند.

مغز ما ياد مي‌گيرد که ياد نگيرد؟
کارشناساني مانند ماير- شون‌برگر معفقدند که رو به زوال گذاشتن يکي از مکانيسم‌هاي رفتاري پايه‌اي بشر که همان فراموشي است از معايب حافظه  صد در صدي عصر ديجيتال است. اما حافظه صد در صدي گوگل با حافظه  بشر چه مي‌کند؟

ارزش گوگل نه تنها در اطلاعات ذخيره شده که در شبکه‌اي است که به آن دسترسي داردبتسي اسپرو (Betsy Sparrow) محقق آمريکايي از ماشين‌هاي جستجوگر آن لاين و تاثير آنها بر حافظه  ما سخن مي‌گويد. يک اتفاق ساده او را به تفکر و تحقيق در اين باره سوق داد. روزي مقابل تلويزيون به مغزش فشار مي‌آورد تا نام هنرپيشه‌اي را که در فيلم ايفاي نقش مي‌کند به خاطر بياورد؛ بي نتيجه. از همسرش مي‌پرسد، اما او هم نمي‌داند. پاسخ در گوگل است. تايپ يک کلمه و چند کليک. گوگل، ويکي‌پديا و شرکا هميشه حاضر به همکاري‌اند. پرسش از ما، و اما پاسخ: گوگل تصميم مي‌گيرد از که.

اسپرو با خود فکر مي‌کند، آن وقت‌ها که اينترنت نبود و شايد دانشنامه  خوبي هم در دسترس نبود، چه مي‌کرديم. پاسخ ساده است، احتمالا پرسش را فراموش مي‌کرديم. در عصر حافظه  ديجيتال اما گوگل به جاي ما فکر مي‌کند و به ياد مي‌آورد. نتيجهي تحقيقات ? ساله  او هفته  گذشته (July 14) در مجله  "ساينس" منتشر شد. او در يکي از آزمايش‌ها به دانشجويان گفته بود که اطلاعاتي را به خاطر بسپارند چون تا چند لحظه  بعد همه پاک خواهند شد. به گروه ديگر گفته شده بود اطلاعات در کامپيوتر باقي مي‌مانند. گروهي که مي‌دانست اطلاعات را هر وقت بخواهد مي‌تواند بيابد، چيزي به خاطر نسپرده بود.

خلاصه  نتيجه تحقيقات او اين بود: مغز ما ياد مي‌گيرد که به خاطر نسپارد و اين که نبايد همه چيز را بدانيم، بلکه به جاي به خاطر سپردن اطلاعات، مي‌دانيم که کجا مي‌توان آن‌ها را يافت. ذهن ما اينترنت را به عنوان حافظه‌اي خارجي مي‌شناسد؛ نتيجه‌اي که تفسيرهاي گوناگوني را به دنبال داشته است.

جلد کتابي از نيکلاس کار نويسنده مقالات و کتابهايي مانند 'آنچه اينترنت به سر مغزهاي ما مي آورد'جلد کتابي از نيکلاس کار نويسنده مقالات و کتابهايي مانند 'آنچه اينترنت به سر مغزهاي ما مي آورد'نيکلاس کار (Nicholas Carr) معتقد است که اکنون با وجود اينترنت و ماشين‌هاي جستجوگر آن‌لاين، ما در حال انتقال دانسته‌هايمان به شبکه‌ايم؛ يعني در حقيقت در حال انتقال حافظه‌مان به شبکه. گوگل و ويکي‌پديا براي ما حکم هارد اکسترنال را پيدا کرده‌اند.

به گزارش دويچه وله، ئدسته‌اي از محققان معتقدند، اين ايده جديد نيست. انسان هميشه آموخته است که خود را با پيشرفت‌ها و امکانات جديد تطبيق دهد. انتقال دانسته‌ها به جايي خارج از مغز هميشه صورت گرفته است. کتاب‌ها و کتابخانه‌ها اولين يادگاري‌هاي اين انتقال‌اند. مگر نه اين که «نوشتن براي فراموش کردن است.»  دانيل وگينر (Daniel Wegener) هم سي سال پيش در نوشته‌اي با نام  transactive memory از يک حافظه  تعاملي جمعي سخن گفت. هر کس همه چيز را نمي‌داند و نبايد هم بداند. حافظه  جمعي مهم است.

گوگل مثل يک کتابخانه نيست

اما کتابخانه با گوگل فرق‌هاي زيادي دارد. در تاريخ بشر همه  ابزاري که براي ذخيره سا‌زي آمده‌اند، گذشته را ضبط کرده‌اند. اما گوگل و حافظه‌هاي غول‌آسا درحال ضبط "ريل تايم" ما هستند. اشميت بشارت ظرفيت ذخيره  ??? سال را داده است! تفاوت ديگر اين که ارزش کتابخانه تنها به داده‌هايي است که در کتاب‌ها نگاشته شده، اما ارزش گوگل نه تنها در اطلاعات ذخيره شده که در شبکه‌اي است که به آن دسترسي دارد. ارزش اين "داناي کل" نه تنها "ادبي" که "اجتماعي" است.

حافظه  بشر در حال تخليه و انتقال به روي سرورهاي کنسرن‌هاي خصوصي آمريکايي است. اين شرکت‌ها هم اکنون نه تنها صاحب اين حافظه ها هستند که صاحب تمام خاطرات و تجربه‌ها و مهمتر از آن ارتباط دانسته‌هايي هستند که شبکه را به وجود آورده‌اند. صاحب دانشي که کتابخانه‌اي نيست و تا کنون قابل ذخيره شدن نبوده است.

هفتاد و پنج درصد از پانصد ميليون کاربر چيني از طريق بايدو در اينترنت جستجو مي کنندهفتاد و پنج درصد از پانصد ميليون کاربر چيني از طريق بايدو در اينترنت جستجو مي کنندنيکلاس کار مي‌گويد: «وقتي ما به حافظه شخصي‌مان فرم مي‌دهيم همزمان به ارتباطاتي که دانسته‌هايمان با يکديگر دارند هم ساختار مي‌بخشيم. گوگل نه تنها ذخيره  فکت‌ها را بر عهده مي‌گيرد ¬ کاري که هيچ حافظه  اکسترنالي تا کنون نکرده ¬ که محاسبه، سازمان‌دهي، تفسير و ارتباطي که به هنگام استفاده از اين داده‌ها مي‌بايست ايجاد شوند را نيز به جاي ما به عهده مي‌گيرد.»

ما هم به آساني همه چيز را دست گوگل و ويکي پديا مي‌سپاريم. صرفه‌جويي در زمان و در فضاي ذخيره سا‌زي؛ حافظه را خالي مي‌کنيم تا جا براي چيزهاي ديگر باز شود. اما چه بر سر شخصيت‌هاي ما مي‌آيد، وقتي که دانسته‌هاي اتصال‌دهنده هم از حافظه‌مان نقل مکان کنند؟ چه بر سرمان خواهد آمد اگر گوگل مسيرياب کل زندگي‌مان شود؟

مقابله با قدرت سياسي و اقتصادي حافظه گوگل

از سوي ديگر برخي کارشناسان صرف نظر از سود يا زيان گوگل براي حافظه  بشر مي‌پرسند، با قدرت سياسي و اجتماعي گوگل و فيس‌بوک و اپل چه بايد کرد؟ چين با "ماشين جستجوگر بايدو" به جنگ با اين جبهه برخاسته است. تحقيقات "آناليزيز اينترنشتال" نشان مي دهند که هم اکنون هفتاد و پنج درصد از پانصد ميليون کاربر چيني از طريق بايدو در اينترنت جستجو مي کنند. سهم گوگل در اين ميان ?? درصد است. از ايران هم مدت هاست که زمزمه  اينترنت و ماشين جستجوگر ملي  (ياحق) شنيده مي‌شود. اروپايي‌ها هم براي ساخت ماشين جستجوگرشان دست به کار شده‌اند و ميلياردها يورو هزينه مي‌کنند. آنهايي که از سيطره ي گوگل بر حال و آينده ي بشر بيمناکند چاره را در موتور جستجوگري اروپايي مي‌دانند که زير سلطه  هيچ قدرت سياسي و اقتصادي نباشد. شايد آن را بايد بزرگترين پروژه ي اين دوره ناميد.

بدبينان به قدرت حافظه‌ صد در صدي گوگل و انتقال بخشي از حافظه به اينترنت، مي‌گويند شايد روزي فرا برسد که آن قدر از دانسته‌ها تهي شده باشيم که تنها وقتي تصويرمان را روي صفحه ي کامپيوتر مي‌بينيم، خود را به ياد آوريم. اما بسياري ديگر از کارشناسان ارتباطات و امور رسانه که شمارشان هم کم نيست، معتقدند، نوآوري‌هاي ارتباطي و تکنولوژيک تحت تاثير اين گونه بحث‌ها قرار نمي‌گيرند و با لجاجت "سقراطي" نمي‌توان از انتقال دانش به حافظه  بيروني جلوگيري کرد.|تابناك|

 

نظرات کاربران
 
نام و نام خانوادگی :  
ایمیل :
نظر :  

 

©2011 KhabarCinema. All Rights Reserved
عضویت در سایت
ارتباط با سایت
درباره سایت
ورود کاربر
جست و جو
گفت و گو
گزارش
کافه ستاره
آنونس
تیزر
تلویزیون
گالری عکس
یادداشت
دکه
فروشگاه
صفحه اصلی
سینمای ایران
سینمای جهان
تلویزیون
تئاتر
موسیقی
تخته سیاه
نوستالژی
تورفرهنگی
پیوندها
فروشگاه
وبلاگ