کاربر مهمان      
 
 
زمان انتشار: 18:09:30 , 1390/05/22
96  : تعداد بازديد
سوالی از محضر استاد...
آیا مخترعان و مکتشفان پاداش الهى دارند؟ / ادیسون بهشتی می‌شود؟
«ادیسون» مخترع برق، چه زحمات جانکاهى براى این اختراع پربارش متحمل شد، و شاید جان خود را در این راه نیز از دست داد. آیا او نیز وارد بهشت می‌شود؟ ۱۳۹۰ شنبه ۲۲ مرداد ساعت 12:29

 

 گاهي سوالاتي درباره خلقت و معاد به ذهن انسان مي‌رسد که پاسخ آن براي عموم مردم نامشخص و نياز به متخصصيني دارد تا با تحقيق از منابع دست اول همچون کتاب آسماني "قرآن" به آنها پاسخ دهند. يکي از اين سوالات که ممکن است در ذهن برخي از مردم شکل گرفته باشد درباره اين است که "آيا مخترعان و مکتشفان پاداش الهى دارند؟" حضرت آيت الله مکارم شيرازي در تفسير نمونه، جلد 10، صفحه 360 به اين سوال پاسخ داده‌اند که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد.


سوال: با مطالعه تاريخ علوم، اختراعات و اکتشافات مى بينيم: جمعى از دانشمندان بشر، ساليان دراز زحمات طاقت فرسائى کشيده اند، و انواع محروميت ها را تحمل کرده اند تا توانسته اند اختراع و اکتشافى کنند که بارى از دوش همنوعانشان بردارند.

فى المثل «اديسون» مخترع برق، چه زحمات جانکاهى براى اين اختراع پربارش متحمل شد، و شايد جان خود را در اين راه نيز از دست داد، اما دنيائى را روشن ساخت، کارخانه‌ها را به حرکت درآورد، و برکت اختراعش، چاه هاى عميق درختان سر سبز، مزارع آباد به وجود آمد، و خلاصه چهره دنيا دگرگون شد.

چگونه مى توان باور کرد، او يا اشخاص ديگرى همچون «پاستور» که با کشف ميکروب، ميليون ها انسان را از خطر مرگ رهائى بخشيد و ده ها مانند او همه به قعر جهنم فرستاده شوند، به حکم اينکه فرضاً ايمان نداشتند، ولى افرادى که در عمرشان هيچ کار چشم گيرى در راه خدمت به انسان ها انجام نداده اند جايشان در دل بهشت باشد؟

پاسخ معظم له: از نظر جهان بينى اسلام، مطالعه نفس عمل به تنهائى کافى نيست، بلکه عمل، به ضميمه محرّک و انگيزه آن، ارزش دارد.

بسيار ديده شده کسانى بيمارستان يا مدرسه يا بناى خيرى مى سازند و تظاهر به اين هم دارند که هدفشان صددرصد خدمت رسانى است به جامعه اى که به آن مديونند، در حالى که زير اين پوشش، مطلب ديگرى نهفته شده است و آن حفظ مقام و يا مال و ثروت يا جلب توجه عوام، و تحکيم منافع مادى خود، يا حتى دست زدن به خيانت هائى دور از چشم ديگران است!

ولى به عکس، ممکن است کسى کار کوچکى انجام دهد، با اخلاص تمام و انگيزه هاى صددرصد انسانى و روحانى.

اکنون، بايد پرونده اين مردان بزرگ را هم از نظر عمل، هم از نظر انگيزه و محرّک مورد بررسى قرار داد، و مسلّماً از چند صورت خارج نيست:
الف: گاهى هدف اصلى از اختراع، صرفاً يک عمل تخريبى است (همانند کشف انرژى اتمى که نخستين بار به منظور ساختن بمب هاى اتمى صورت گرفت)، سپس در کنار آن منافعى براى نوع انسان نيز به وجود آمده که هدف واقعى مخترع يا مکتشف نبوده و يا در درجه دوم قرار داشته است، تکليف اين دسته از مخترعان کاملاً روشن است.

ب: گاهى مخترع يا مکتشف ، هدفش بهره گيرى مادّى، و يا اسم و آوازه و شهرت است و در حقيقت، حکم تاجرى دارد که براى درآمد بيشتر تأسيسات عام المنفعه اى به وجود مى آورد، و براى گروهى ايجاد کار و براى مملکتى محصولاتى به ارمغان مى آورد، بى آنکه هدفى جز تحصيل درآمد داشته باشد، و اگر کار ديگرى درآمد بيشترى داشت به سراغ او مى رفت.

البته چنين تجارت يا توليدى اگر طبق موازين شرعى باشد، کار خلاف و حرامى نيست، ولى عمل فوق العاده مقدسى محسوب نمى شود.

و از اين گونه مخترعان و مکتشفان در طول تارخ کم نبوده اند و نشانه اين طرز تفکر همان است که اگر ببينند آن درآمد يا بيشتر از آن از طرقى که مضرّ به حال جامعه است تأمين مى شود (مثلاً در صنعت دارو سازى بيست درصد سود مى برند و در هروئين سازى پنجاه در صد) اين دسته خاص، دومى را ترجيح مى دهند.

تکليف اين گروه نيز روشن است، آنها هيچ گونه طلبى نه از خدا دارند و نه از همنوعان خويش و پاداش آنها همان سود وشهرتى است که مى خواستند و به آن رسيده اند.

ج: گروه سومى هستند که مسلّماً انگيزه‌هاى انسانى دارند و يا اگر معتقد به خدا باشند، انگيزه هاى الهى، و گاهى ساليان دراز از عمر خود را در گوشه لابراتوارها با نهايت فلاکت و محروميت به سر مى‌برند، به اميد اينکه خدمتى به نوع خود کنند، و ارمغانى به جهان انسانيت، تقديم دارند، زنجيرى از پاى دردمندى بگشايند و گرد و غبارى از چهره رنجيده‌اى بيفشانند.

اين گونه افراد اگر ايمان داشته باشند و محرّک الهى که بحثى در آن نيست و اگر نداشته باشند اما محرّکشان انسانى و مردمى باشد بدون شک پاداش مناسبى از خداوند دريافت خواهند داشت، اين پاداش ممکن است در دنيا باشد، و ممکن است در جهان ديگر، مسلّماً خداوند عالم و عادل آنها را محروم نمى کند، آما چگونه و چطور؟ جزئياتش بر ما روشن نيست، همين اندازه مى توان گفت: «خداوند اجر چنين نيکوکارانى را ضايع نمى کند» «البته اگر آنها در رابطه با عدم پذيرش ايمان مصداق جاهل قاصر باشند، مسأله بسيار روشن تر است).

دليل اين مسأله، علاوه بر حکم عقل، اشاراتى است که در آيات و يا روايات آمده است.
ما هيچ دليلى نداريم که جمله «انَّ الّلهَ لايُضِيعُ أجْرَ الْمُحْسِنِيْنَ» شامل اين گونه اشخاص نشود; زيرا «محسنين» در قرآن فقط به مؤمنان اطلاق نشده است، لذا مى بينيم برادران «يوسف»(ع)هنگامى که نزد او آمدند، بى آنکه او را بشناسند و در حالى که او را «عزيز مصر» مى پنداشتند، به او گفتند:«ما تو را از نيکوکاران مى دانيم».

از اين گذشته آيه:«پس کسى که به اندازه سنگينى ذره اى کار خير انجام داده آن را مى‌بيند و هر کس به اندازه سنگينى ذره اى کار بد کرده آن را مى بيند»: به وضوح شامل اينگونه اشخاص مى شود.

در حديثى از امام موسى کاظم(ع)مى‌خوانيم: «در بنى اسرائيل مرد با ايمانى بود که همسايه کافرى داشت، مرد بى ايمان، نسبت به همسايه با ايمان خود، نيک رفتارى مى‌کرد، وقتى از دنيا رفت، خدا براى او خانه اى بنا کرد که مانع از گرماى آتش شود... و به او گفته شد: اين به سبب نيک رفتاريت نسبت به همسايه مؤمنت مى باشد».

در حديث ديگرى از امام صادق(ع) مى‌خوانيم: گروهى از يمن براى بحث و جدال خدمت پيامبر(ص)آمدند و در ميان آنها مردى بود که از همه بيشتر سخن مى گفت و خشونت و لجاجت خاصى در برابر پيامبر(ص)مى نمود، پيامبر(ص) آن چنان عصبانى شد که آثارش در چهره مبارکش کاملاً آشکار گرديد، در اين هنگام جبرئيل آمد، و پيام الهى را اين چنين به پيامبر(ص)ابلاغ کرد: خداوند مى فرمايد: اين مردى است سخاوتمند. پيامبر(ص)با شنيدن اين سخن خشمش فرو نشست. رو به سوى او کرد فرمود، پروردگار با من چنين پيامى داده است و اگر به خاطر آن نبود آن چنان بر تو سخت مى گرفتم که عبرت ديگران گردى!
آن مرد پرسيد: آيا پروردگارت سخاوت را دوست دارد؟

فرمود: بلى! عرض کرد: من شهادت مى دهم که معبودى جز «الّله» نيست، و تو رسول و فرستاده او هستى، و به همان خدائى که تو را مبعوث کرده، سوگند که تاکنون هيچ کس را از نزد خود محروم برنگردانده ام./  برنا /


 

نظرات کاربران
 
نام و نام خانوادگی :  
ایمیل :
نظر :  

 

©2011 KhabarCinema. All Rights Reserved
عضویت در سایت
ارتباط با سایت
درباره سایت
ورود کاربر
جست و جو
گفت و گو
گزارش
کافه ستاره
آنونس
تیزر
تلویزیون
گالری عکس
یادداشت
دکه
فروشگاه
صفحه اصلی
سینمای ایران
سینمای جهان
تلویزیون
تئاتر
موسیقی
تخته سیاه
نوستالژی
تورفرهنگی
پیوندها
فروشگاه
وبلاگ